اخبار و رودیدادها
توجه به امکانات زندگی دنیا
خلاصه :
.
سوال :
آیا توجه به زندگی و خانه و ماشین و اهمیت دادن به این چیزها، دنیا پرستی و مادی گرایی است ؟ آیا می توانیم اگر از وضع مالی خوبی برخوردارهستیم ، تا هر اندازه که می خواهیم برای خود امکانات دنیایی تهیه کنیم مثلا هرچقدر و یا به هر قیمتی که می خواهیم لباس یا وسائل زندگی بخریم و مثلا اگر دانش آموز هستیم به هر قیمتی که می خواهیم وسایل شخصی مانند کفش یا لباس یا کیف و جامدادی و غیره هرچند به قیمت بسیار گران بخریم ؟
پاسخ :
ما انسان ها در زندگی دنیا به خانه ، لباس ، غذا ، درآمد و امثال این ها نیاز داریم . رسیدگی به مسائل عادی زندگی و اهمیت دادن به آن ها نه تنها دنیاپرستی و مادی گرایی نیست ؛ بلکه ثواب هم دارد . رسول خدا (ص) می فرمایند : "کارکردن برای کسب درآمد حلال ، جهاد است" در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است : «کسی که دوست نداشته باشد مال حلال به دست آورد تا با آن آبروی خود را حفظ کند و قرضش را بپردازد ، از هر خیری بی بهره است»
اما باید توجه داشت که به تعبیر شهید مطهری (ره) در کتاب آزادی انسان ، انسان دارای دو حیطه وجودی است: 1- «خودِ دانی» یعنی خودِ خاکی طبیعی که همان بُعد طبیعی انسان و وجود طبیعی اوست که نیاز به غذا و تامین غرایز طبیعی دارد و باید به این بدن دنیایی خود و نیازهای طبیعی آن رسیدگی کرد تا بتواند به فعالیت خود در دنیا ادامه دهد و زندگی کند . 2- «خودِ عالی» که عبارت از بُعد الهی انسان است و همان وجهی است که انسان موظف است تا با تربیت خود ، به کمال الهی برسد و خودِ عالی خود را جلوه دهد و به رشد و کمال شایسته خود برسد .
شاید این بحث کمی دشوار به نظر برسد ولی با توجه به فلسفه آفرینش انسان و تفاوت او با دیگر موجودات به روشنی ، سادگی آن معلوم می شود : انسان با حیوانات یک تفاوت بسیار آشکار دارد و آن این است که انسان دارای نیروی عقل و تدبیر و تفکر است . انسان می تواند بیاندیشد و خود را رشد دهد و رشد او نیز تنها در دایره رشد طبیعی بدن او محدود نمی شود ؛ بلکه از رشد و کمالی الهی می تواند برخوردار شود و با اراده و عقل خویش و با بهره گیری از فرامین پیامبران الهی و ائمه معصومین (ع) خود را به این رشد الهی در خور و شایسته برساند . بنابراین اهمیت انسان در این است که از یک بُعد الهی بسیار والا و برتر نسبت به دیگر موجودات برخوردار است که همان بُعد خودِ عالی اوست که هدف است .
پس هدف انسان رسیدن به خدا و عبودیت است و در این جهت، خودِ عالی اوست که به او کمک می کند تا خدایی شود و به خدا برسد .
اما خودِ دانی یا جنبه طبیعی دنیایی او به چه درد می خورد ؟
برخی مکاتب نادرست معتقدند که این جنبه دنیایی به درد نمی خورد و اصلا نباید به آن توجه کرد. از نظر اسلام و بزرگان دین ، این تفکر بسیار نادرست است زیرا هر چیزی که خداوند آفریده ، هدفی دارد و بیهوده نیست . جنبه طبیعی وجود انسان نیز دارای اهمیت بسیاری است ؛ زیرا انسان به وسیله همین بدن مادی خود است که می تواند عبادت کند و به قرب خداوند برسد و خودِ عالی خود را پرورش دهد . اما باید توجه داشته باشد که این جنبه طبیعی ، ابزار است نه هدف . یعنی به وسیله آن می تواند خود را رشد دهد و خدا را عبادت کند، به مردم کمک نماید و کارهای زیادی انجام دهد ؛ اما هدف نیست که تمام همت خود را صرف تامین نیازهای آن نماید و از ابزارهای دیگر برای رسیدن به آن استفاده کند .
پس هدف، خودِ عالی انسان برای رسیدن به خداست و جنبه طبیعی و نیازهای طبیعی انسان ، ابزار است برای رسیدن به آن هدف اصلی .
این مقدمه نسبتا طولانی را گفتیم تا روشن شود که آن چه که انسان باید بدان در زندگی به عنوان هدف ، بسیار اهمیت دهد ، خود عالی است نه خود دانی و طبیعی . البته خود دانی نیز بسیار مهم است اما نه به عنوان هدف ؛ بلکه به عنوان ابزار .
اهمیت دادن و تفکر کردن بیشتر به هر یک از این دو بعد موجب می شود که نفس انسان نسبت به آن ها علاقه و اقبال بیشتری نشان دهد . مثلا کسی که به امور دنیوی و جنبه های طبیعی دنیایی خود مانند لباس و کفش خیلی اهمیت دهد و مثلا برای یک مجلس عروسی از چند ماه قبل به لباسی که قرار است در آن جا بپوشد فکر کند ، علاقه نفسش نسبت به این موضوع بیشتر و بیشتر می شود تا جایی که این موضوع در وجود و ذهن او ملکه می شود و مثلا حتی اگر گاهی می خواهد استراحت کند ، به همین موضوع می اندیشد و فکر او را مشغول به خود می کند . این امر سبب می شود تا کم کم دلبستگی فرد نسبت به این قبیل موضوعات بیشتر شود و هرچقدر دلبستگی انسان به این قبیل موضوعات بیشتر شود ، از دلبستگی او به امور معنوی کم خواهد شد زیرا این امور مادی مانند لباس و کفش ، بیشتر ذهن و دغدغه و فکر او را اشغال خواهد کرد و وقتی را برای رسیدگی به جنبه خود عالی او باقی نخواهد گذاشت .
به صورت طبیعی هرچقدر انسان نسبت به موضوعی بیشتر علاقه نشان دهد و به آن امور بیشتر بیاندیشد ، دلبستگی او نسبت به آن امور بیشتر خواهد شد و دغدغه بیشتری نسبت به آن ها خواهد داشت .
بنابراین توجه به زندگی و خانه و ماشین و لباس و اهمیت دادن به این چیزها ، دنیا پرستی نیست و اشکالی ندارد اما مومن حقیقی کسی است که به طور حساب شده ، به دنیای خود توجه کند و همیشه این قبیل امور را به عنوان ابزار برای رشد و تکامل ببیند نه هدف . هدف انسان باید آخرت و الهی شدن و قرب به خدا باشد .
باید توجه داشت که زندگی دنیا گذرا است و کسی تا ابد در این دنیا نمی ماند ؛ پس دل بستن به آن کار درستی نیست . عشق و دلبستگی به دنیا ، انسان را از یاد خدا غافل می کند . البته همان طور که گفتیم توجه منطقی به دنیا به عنوان ابزار نه هدف ، خوب است و با دنیاپرستی مذموم خیلی تفاوت دارد . دنیا پرستی مذموم آن است که انسان همه دغدغه خود را صرف دنیا کند این تنها دغدغه اش این باشد که برای میهمانی چه لباسی بپوشد و میلیونها تومان خرج لباس و کفش و حتی اگر دانش آموز است مثلا خرج های غیر متعارف برای وسایل مدرسه خود مانند خودکار و جامدادی و غیره نماید .
همیشه الگوهایی چون حضرت زهرا (س) و فرزندان ایشان را در زندگی خود مورد توجه قرار دهیم . آیا اگر حضرت زهرا (س) و فرزندان ایشان الان بودند مانند ما خرج می کردند ؟ اگر حضرت زهرا (س) می خواستند برای فرزندان خود وسایل مدرسه بخرند ، تا چه حد در این کار هزینه می کردند ؟
هرگز نگوییم آن ها انسان های دست نیافتنی هستند . این حرف درستی نیست زیرا خداوند الگوها را برای ما قرار داده تا ما با توجه به شخصیت و نوع زندگی آن ها ، شخصیت و نوع زندگی خود را بسازیم . و الگو در درجه اول باید قابل دست یافتن باشد یعنی ما باید بتوانیم به ویژگی های شخصیتی این بزرگواریم برسیم . پس هر جا شک کردیم که آیا کار ما در خرج و هزینه کردن در امور دنیا درست است یا خیر ، با خود بیاندیشیم که آیا اگر بزرگان دین الان بودند و می خواستند هزینه کنند ، چگونه هزینه و خرج می کردند . این شاخص بسیار خوبی برای دریافتن وظیفه مان است .
