اخبار و رودیدادها
پوتین های ساق بلند
خلاصه :
.
با عجله و اضطراب، با دو دستم پوتین ها را به هم ریخته و مانند بلبل تكرار می كردم «ساقی، ساقی، ساق بلند! ساقی، ساقی، ساق بلند»
شاید هنوز كاملاً از خواب بیدار نشده بودم و فكر می كردم ساقی از قبل آنجا نشسته تا پوتین مرا برایم پیدا كند. من به او گفتم اینها همه ساق كوتاه است و دنبال پوتین ساق بلند بگرد. ساقی بنده خدا با تعجب كار مرا تماشا می كرد و مطمئن نبود هنوز از خواب بیدار شده باشم.
کتاب پوتین های ساق بلند از قاسم عباسی
علت نامگذاری كتاب یكی از خاطرات كتاب است كه راوی كتاب در اولین روزهای حضور در گردان تخریب با رزم شبانه مواجه می شود و از قرار، شهید «علی ساقی» با او در یك چادر بوده است.
همان طور كه حاج آقا امینی كنار بیسیم چی نشسته بود و گوشی در دستش صحبت می كرد، یك خمپاره 120 در فاصله نزدیك به زمین خورد و تركش هایش از بالای سرمان عبور كرد. چند لحظه بعد خمپاره دوم نزدیك تر خورد و با صدای سوت و انفجارش عده ای دراز كشیدند. خمپاره به قدری نزدیک خورد که......
بچه های عزیزم برای خواندن ادامه کتاب به کتابخانه متوسطه اول خانم جاتن مراجعه کنید... منتظرتان هستیم
