اخبار و رودیدادها
من، دانش آموز پایه نهم، با تو حرف دارم
خلاصه :
.
بسم الله الرحمن الرحیم
خورشید منا در حال غروب کردن بود. غروب منا و پارچه های سفیدی که روی جنازه ها انداخته بودند، آن چنان حس تنهایی به انسان می داد که حتی دیگر قادر به نفس کشیدن هم نبود. جنازه ها برای خودشان سِیلی به راه انداخته بودند.
شاید هزاران نفر! یا بلکه بیشتر و از بین تمام آنها، هنوز کسانی بودند که قلبشان در حال تپیدن بود و ریه هایشان در حال تکان خوردن. و همان ها با تمام توان خود، سر و دستی بالا می آوردند و با صدایی خفه کمک می خواستند. انسان هایی که همه بی گناه بودند. انسان های بی گناهی که به خاطر بی کفایتی یک رژیم، مُردند. دیروز جرثقیل افتاد. امروز زائران خفه شدند و حتماً فردا هم البته به طور اتفاقی دیوار جایی سقوط می کند و چه راحت با گفتن یک اتفاقی، مسئله را حل می کنند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند و چه راحت از کنارش می گذرند. بی آنکه بدانند یا درک کنند که حال، خانواده ای عزادار شده است و چه راحت در کاخ های خود لم داده اند و بدون اندکی تأسف از قاب تلویزیون حادثه را زیر نظر دارند. وقتی که هنوز خانواده های مفقودین در حال اشک ریختن و راز و نیاز برای بازکشت گم شده ی شان هستند.
حال آنکه شاید بازگشتی در کار نباشد و چه راحت و بی پرده همه چیز را انکار می کنند. گویا که اصلاً حادثه ای رخ نداده و همه ی اینها در حالی است که هرروز به خانواده های داغدار و عزادار اضافه می شود و خانواده به جای اینکه کوچه را آذین ببندند و چراغانی کنند، باید پذیرای پیام تسلیت باشند. امروز صدای کمک زائران است، صدایی که فقط کمی بی جان است؛ اما ... قبل تر را به خاطر دارید؛ آن روز که همین آل سعود ملعون صدای خنده های کودکان یمنی را خفه کرد. آن روز که آل سعود بی رحمانه خانه های عشق و امید یمنی ها را ویران کرد. از این رژیم بی انصاف و ملعون که ترسی از کشتار کودکان هم ندارد، نباید انتظار پشیمانی داشت.
و ما امروز عزاداریم. عزادار مردمانی بزرگ! نه تنها هم وطنانمان، بلکه، تمام مسلمانان! ما امروز عزاداریم. عزادار همان کسانی که در منا شهید شدند. همان کسانی که به دیدار خانه ی معبود می رفتند ولی حالا به دیدار خود معبود رفتند. همان کسانی که رفته بودند تا دعا کنند. راز و نیاز کنند. برای اقوام خود تبرکی بیاورند؛ ولی حالا ... با دستانی خالی و جسمی بی جان باز می گردند. همان کسانی که شاید لحظه ای به ذهن خانواده هایشان خطور نکرد که بار آخر باشد که آن ها را می بینند.
حال ... آل سعود باید بداند که ما از نسل همان فاتح خیبر هستیم. همان کسی که در روز غدیر دستش به عنوان ولی مسلمانان بالا رفت. و ما از همان روز تا به حال شیعه نام گرفته ایم. شیعه حیدری! آل سعود باید بداند که تقاص تمام خون های ریخته شده را پس خواهد داد. تقاص تمام اشک های ریخته شده! و این را همه باید بدانند که هرکه با آل علی (ع) در افتد، بی شک نه نامی از او باقی خواهد ماند و نه یادی ! گویا انگار وجود نداشته است. ما امروز عزاداریم . ما ملتی عزاداریم . برای ما ملت عزادار مهم نیست که آل سعود بپذیرد یا نپذیرد. شرمنده شود یا نشود. در هر شرایطی، در هر صورتی، با هر حالی و صدایی، ما هر لحظه یک صداتر از قبل فریاد خواهیم زد: مرگ بر آل سعود.
