اخبار و رودیدادها
سقای آب و ادب
خلاصه :
.
عباس علی،
کیست این سردار که از میان چهارهزار سوار نیزه دار عبور کرده و خود را به آب رسانده است بی آنکه آب در دلش تکان بخورد؟!
این عباس علی است،عباس فرزند علی ابن ابیطالب !«تو را برای همین روز می خواستم عباس!ناز بازوان تو! حالا بدان که چرا در ابتدای ورودت به این جهان، بر دست ها و بازوان تو بوسه می زدم و سرانگشتانت را به آب دیده می شستم.»....
عباس عباس،
عباس می گوید؛ ماه روشنی اش را، گرمی اش را و هستی اش را از خورشید می گیرد و ماه بدون خورشید به سکه ای می ماند که فاقد هویت و ارزش و خاصیت است وآن ها که مرا به لقب قمر مفتخر ساخته اند نسبت میان ماه و خورشید را جه خوب فهمیده اند....
عباس حسین،
حسین، همچنانکه پیش می تازد و شمشیر می زند،زیرلب زمزمه می کند:ظلم و جنایت را از حد گذرانیده اید ای بدترین جماعت عالم!
و در مقابل دین پیامبرتان محمد،علم مخالفت برافراشته اید!
آیا چنین نبود که برترین پیامبر خدا ،سفارش ما را به شما کرده بود؟!
آیا ما فرزند پیامبر استوار شما نبودیم؟آیا زهرای مرضیه مادر من نبود؟
آیا مادر من فرزند حضرت احمد بهترین خلق پروردگار نبود؟
با این همه جنایت که کردید،برای خود خفت و لعنت خریدید و چه زود است آن زمان که در آتش دوزخ بیفتید.....
سقای آب و ادب
سید مهدی شجاعی
انتشارات کتاب نیستان
چاپ پنجم-1390
