اخبار و رودیدادها

افسونگر


خلاصه :

.

 

 

 

«مالری گفت:شما که همین حالا گفتید جادو بی فایده است. افسونگر پاسخ داد: گفتم جادو نگفتم نیرو. تا آنجا که به توان و نیرو مربوط می شود، شما آدم ها درست همان نیرویی را دارید که بزرگترین افسونگرها می توانند داشته باشند، فقط در شما شکل دیگری پیدا کرده و بیشتر وقت ها حتی خودتان متوجه نیستید که چنین نیرویی دارید. آنقدر به فکر خوشبختی هستید که دیگر زمانی برایتان باقی نمی ماند تا آن را به دست آورید.»

در داستان افسونگر مالری که دختری است شیفته ی افسانه های قدیمی، آربیکن را که آخرین بازمانده از نسل افسونگران است، از میان تنه ی درختی نجات می دهد و تصمیم می گیرد افسونگر را که تقریباً قدرت جادویی خود را از دست داده است تا رسیدن به سرزمین افسونگران کمک و همراهی کند. وقتی که یک دختر تصمیم می گیرد، کارهایی می کند که افسونگران با تجربه از دیدن آن انگشت به دهان می مانند..../

نویسنده: لوید الکساندر
مترجم:مریم سعادت
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
چاپ اول-پاییز1382

برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.

دختران