اخبار و رودیدادها

وطن فقط یک سرزمین نیست


خلاصه :

.

 

 

 

نام من ادیتا است و شانزده ساله هستم. چند ماهی است که با پدر و مادرم در آلمان زندگی می کنم. فرار ما از بوسنی، در ماه آوریل سال 1992 آغاز شد و این، فرار از جنگی بود که من هنوز هم نتوانسته ام دلیل آنرا بفهمم. ما قبل از جنگ همه چیز داشتیم، آپارتمانی در یک شهر زیبا و دوستان و اقوامی که نزدیک ما زندگی می کردند. پدر و مادرم شاغل بودند، برادرم در دانشگاه تحصیل میکرد و من به مدرسه می رفتم و فکر میکردیم که وطن و آینده ای داریم. هرگز تصور نمی کردیم که یک باره همه چیز را از دست بدهیم. چون به جنگ داخلی، تیراندازی، قتل، گرسنگی و رانده شدن از سرزمینمان فکر نمی کردیم.
انسان همیشه می اندیشد که این اتفاقات در جاهای دیگر دنیا و در دوردست ها رخ می دهد و سرزمین و ملت او هیچ گاه در خطر نخواهند بود....

نویسنده:کارین کوسترر و ادیتا دوگالیج
مترجم:صدیقه وجدانی
چاپ دوم-1388
انتشارات سوره ی مهر

برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.

دختران