اخبار و رودیدادها
بادکنک های رنگی
خلاصه :
.
همه بچه ها مشتاقانه منتظر بودند تا بدانند این بادکنک هایی که اسمشان را محتاطانه و کنجکاوانه روی آن نوشته اند، چه ارتباطی با درس امروز دارد؟!
بادکنک ها در فضای کوچکی میان میز معلم و دیوار قرار داده شد، سپس 15 ثانیه به بچه ها فرصت داده شد تا هر کس بادکنک خودش را بردارد و سر جایش بنشیند.
13 ، 14 ، 15 و تمام! فقط 6 نفر از دانش آموزان موفق شده بودند تا با احساس فخر با بادکنک های خود سر جایشان بنشینند. از آنها سوال شد چطور موفق شدید؟ به جز کسانی که بر حسب تصادف پیروز شده بودند، چند نفر به کلید طلایی اشاره کردند! اما معلم هنوز چیزی نگفته است!
15 ثانیه دوم شروع شد و بچه ها با شور و اشتیاق بیشتر از قبل به دنبال هدف خود بودند اما با یک تفاوت اساسی، این بار دیگر هر کس فقط به فکر خودش نبود و قبل از خودشان به فکر این بودند که همه از داشتن بادکنک خود احساس خوبی داشته باشند. این بار تعداد کسانی که فاتحانه لبخند می زدند، بسیار بیشتر بود! جالب اینکه نفرات اول که به بادکنک ها نزدیک تر بودند بی نصیب مانده بودند و تنها علت آن این بود که رنگ لبخند رضایت دوستانشان خوش رنگ تر از بادکنک های رنگی بود! غافل از اینکه هدف معلم، به دست آوردن بادکنک نبوده است!
و حالا معلم به هدف خود رسیده بود، با جملاتی که از بچه ها می شنید :
ـ خانم تا به حال اینطور به تعاون و همکاری نگاه نکرده بودیم.
ـ خانم 15 ثانیه دوم خیلی بهتر بود.
ـ خانم چقدر جالب که هر کسی اسمی را صدا می زد که روی بادکنک نوشته شده بود!
ـ خانم حس خوب جمعی را تجربه کردیم.
و معلم گفت :
جامعه ایده آل اسلامی جامعه ای است که در سایه ی تعاون و همکاری و همدلی، افراد با هم رشد می کنند و منافع دیگران مانعی برای منافع من نیست!
