اخبار و رودیدادها

نون و القلم


خلاصه :

.

 

 

در این داستان علاوه بر اینکه به معضلات سیاسی و اجتماعی جامعه ی روزگار خود می پردازد؛ نقش و عملکرد قلم به دستان و روشنفکران جامعه را هم می نمایاند و برخی را مورد انتقاد قرار می دهد. در نهایت، جلال راه حل اصلی برای رفع روند نامناسب جامعه را خود مردم می داند و می گوید این مردمند که باید به آگاهی و بینش کافی رسیده و سرنوشت خود را تغییر دهند.
برشی از کتاب را با هم می خوانیم:
جان دلم که شما باشید، آمیرزاعبدالزکی آدمی بود صاحب عنوان و به زحمت می شد بهش گفت میرزابنویس؛ اما چون به هر صورت او هم از راه قلم و کاغذ نان می خورد، چاره ای نداریم جز اینکه او را هم اهل همین کار بدانیم. همان جور که خود او هم چاره ای نداشت جز اینکه همکاری با میرزا اسدالله را به میل و رغبت قبول کند. به هر جهت، این آمیرزای دوم دم آن یکی در مسجد جامع، اول بازار بزرگ، یک حجره ی حسابی داشت که با قالیچه های کردی و کاشانی فرشش کرده بود و به محض اینکه یکی از در می آمد تو، بسته به اینکه چه جور آدمی بود و چه کاری داشت پادویش را صدا می زد که برود از آب انبار آب خنک یا شربت گلاب بیاورد....

نویسنده: جلال آل احمد
انتشارات گهبد
چاپ دوم1387

برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.

دختران