اخبار و رودیدادها
اولین اردوی پاییزی
خلاصه :
.
حدود 7 و نیم صبح بود که سوار اتوبوس شدیم تا روزی پر از خاطره های خوب رو در دفتر خاطراتمون ثبت کنیم.
طبق برنامه، ساعت 8 به اردوگاه کمال (محدوده کوهسار) رسیدیم. ورودمون رو با یک عکس یادگاری زیر یک درخت بید مجنون زیبا ثبت کردیم. خانم آل احمد برای ما در مورد هدف صحبت کرد، اینکه حتی در تفریح هم هدف داشته باشیم تا لذت واقعی اون پایدار بمونه و عمرمون به بطالت و بی برنامگی نگذره.
حالا نوبت صبحانه بود که به سرعت خوردیم چون ما بیش از هر چیز شور و شوق بازی در محوطه اردوگاه رو داشتیم.
خلاصه هر کس به یه بازی و سرگرمی ای مشغول شد. از گشتن در محوطه باغ و سر زدن به درختان میوه تا فوتبال و والیبال و بدمینتون، از اسکیت و ساختن حباب با کف تا دزد و پلیس و جارو سواری و انواع بازی های فکری!
خلاصه حسابی دویدیم و بازی کردیم.
هنگام اذان ظهر، زیر درخت گردو زیرانداز پهن کردیم و در نسیم ملایمی که می وزید نماز جماعت را خواندیم. بعد از نماز، زیارت عاشورا خواندیم و خانم آل احمد برایمان نکاتی کوتاه اما پرمعنا از زیارت عاشورا گفتند.
حالا نوبت آماده کردن ناهار بود. هر گروه از قبل مواد لازم رو پخته و آورده بود که با کمک هم آنها را مخلوط کرده و سالادهای خوشمزه ای درست کردیم و با تزئین های خلاقانه، شکل زیبایی به آنها دادیم. برای مربیان هم یک نمونه از سالادهامون دادیم تا آنها هم از دست پخت عالی ما بی نصیب نمونند.
پس از صرف ناهار و کمی بازی، به سالن برگشتیم و در یک کار گروهی ادبیات، به تفکر در مورد رابطه با خدا، خود، خلق و خلقت پرداختیم که قرار شد بر اساس آن، درس آزاد فارسی کتاب را خودمان بنویسیم.
سپس دوباره سراغ بازی رفتیم تا مبادا انرژی مصرف نشده ای برایمان باقی بماند.
حدود ساعت 3 و نیم بود که دیگر آماده برگشت شدیم و با گرفتن یک عکس یادگاری، اردوگاه را ترک کردیم؛ در حالی که یاد گرفتیم در تفریح هم هدف داشته باشیم و تفکر رو فراموش نکنیم.
برای مشاهده عکسها، اینجا کلیک کنید.
