اخبار و رودیدادها
آرامش
خلاصه :
بسیاری از نقاشان داوطلب شدند وتابلوهای خود را به نزد او آوردند.مرد ثروتمند همه تابلوها را به دقت بررسی کرد،ولی فقط از دو تابلو خوشش آمد. او مجبور بود بین دو نقاش یکی را برگزیند وبه اوجایزه بدهد. یک
بسیاری از نقاشان داوطلب شدند وتابلوهای خود را به نزد او آوردند.مرد ثروتمند همه تابلوها را به دقت بررسی کرد،ولی فقط از دو تابلو خوشش آمد. او مجبور بود بین دو نقاش یکی را برگزیند وبه اوجایزه بدهد.
یکی از تابلوها تصویر دریاچه ای آرام بود.در آن نقاشی دریاچه مانند آینه ای به نظر می رسید که کوه هایی سرسبز ،سر به فلک کشیده وبا ابهت اطراف آن را احاطه کرده بودند.روی دریاچه آسمان صاف وآبی به چشم می خورد که ابرهایی پر مانند وسفید در آن خودنمایی می کردند.هرکس که این نقاشی را می دید،آن را به عنوان بهترین تابلویی انتخاب می کرد که آرامش را به تصویر کشیده است.
در تابلوی دیگر نیز کوه هایی به چشم می خورد،ولی صخره هایی لخت وناهموار هم کشیده شده بود.در آسمان ابری وگرفته بالای کوه ها ابرهایی سیاه وباران زا به چشم می خورد وقطرات باران ورگه های آذرخش در آن نمایان بود.در دامنه ی کوهی هم چشمه ای جوشان دیده می شد.به همین دلایل آن تابلو اصلا آرامش را به بیننده القا نمی کرد.ولی وقتی مرد پروتمند با دقت به آن نگاه کرد.متوجه شد که پشت چشمه،بوته ی کوچکی داخل سوراخی در یک سنگ رشد کرده است.داخل آن بوته پرنده ی مادر آشیانه ای ساخته ودر کمال آرامش نشسته بود.
فکر می کنید مرد ثروتمند کدام تابلو را برگزید وبه کدام نقاشی جایزه داد؟
بله،نقاشی دوم را انتخاب کرد.می دانید چرا؟با این علت که او می گفت:«آرامش به این معنا نیست که در مکانی عاری از سروصدا وبدون مشکل زندگی کنیم،بلکه آرامش به این معناست که درگیرتمام مشکلات زندگی باشیم وقلب مان در آرامش بتپد.»
