اخبار و رودیدادها
پسرک دریا
خلاصه :
در روستای پسرک اکثر روستا ئیان شغلشان ماهیگیری بود وبرای موارد ضروری وپر خطر یک تیم نجات داو طلبانه تشکیل داده بودند.یک شب طوفان سهمگینی قایق ماهیگیری روستا ئیان را در دریا واژگون کرد.سر نشینان قایق
در روستای پسرک اکثر روستا ئیان شغلشان ماهیگیری بود وبرای موارد ضروری وپر خطر یک تیم نجات داو طلبانه تشکیل داده بودند.
یک شب طوفان سهمگینی قایق ماهیگیری روستا ئیان را در دریا واژگون کرد.
سر نشینان قایق که سرگردان وگرفتار شده بودند.نشان کمک را پرتاب کردند.سردسته ی تیم نجات زنگ خطر را به صدا در آورد و تعدادی از روستاییان در میدان وسط شهر جمع شدند وخلیج را تحت نظر گرفتند،وقتی که تیم نجات قایق پارویی به آب زدند واز میان امواج به کوشش وتقلا عبور کردند تا روستاییان گرفتار را نجات دهند همه را نجات دادند الا یک مرد .
آنان معتقد بودند اگر این کاررا انجام دهند یعنی آن مرد را نیز با خود بیاورند قایقشان سنگین می شود وهمگی غرق خواهند شد به ناچار آن مرد را رها کردند وبازگشتند.
وقتی به ساحل رسیدند قضیه رابه دیگران گفتند وچون دریا متلاطم بود دیگران جرات نمی کردند به دریا باز گردند ؛آنها به مردم گفتند:سردسته تیم نجات نتوانسته افراد بیشتری را با خود بیاورد و در حالی که از رمق افتاده؛ به دنبال نیروی تازه نفس وبا انگیزه می گردد؛ در این هنگام هنس شانزده ساله قدم به جلو گذاشت.
مادرش به دست اوچسبید ودر حالی که التماس می کرد گفت:«لطفا نرو،پدرت ده سال قبل در جریان غرق شدن یک کشتی درگذشت وبرادر بزرگترت،پل، سه هفته است که در دریا گم شده است.هنس توتنها کسی هستی که برای من باقی مانده.»
هنس جواب داد:مادر،من مجبورم بروم.چه اتفاقی می افتد اگر همه بگویند من نمی توانم بروم،بگذارم شخص دیگری این کار را انجام دهد؟مادر ،من باید وظیفه ام را انجام دهم.وقتی که فریاد کمکی بلند می شود،همه ی ما باید به نوبه ی خود وظیفه ی مان را انجام دهیم.»
هنس مادرش را بوسید وبه تیم نجات پیوست ودر دل شب ناپدید شد.یک ساعتی گذشت که به نظر مادر هنس اصلا نمی گذشت.سر انجام قایق نجات به سرعت از میان مه بیرون آمد.در حالی که هنس در جلوی قایق ایستاده بود.سر گروه که دستانش را دور دهانش گرفته بود،فریاد زد:
«آیا مرد گمشده را یافتید؟»
هنس که به سختی می توانست خودش را نگه دارد،با هیجان در پاسخ فریاد زد:«بله،ما او را یافتیم.به مادرم بگویید ،او برادرم بزرگم،پل است.»
«همیشه بی دریغ مهربانی کن؛خداوند پاداش خوبی برایت در نظر گرفته است».
