اخبار و رودیدادها
دهکده خاک بر سر
خلاصه :
در کمال تعجب هدی ومیثم، از توی چمدانم یک شلنگ ده متری بیرون میآورم. تکنولوژی شلنگ در اینجا هم هست اما خیلی گران است. قبلا قیمت کردهام. یک شلنگ این طوری که گوشه تراس ما در تهران بلا استفاده مانده بودر کمال تعجب هدی ومیثم، از توی چمدانم یک شلنگ ده متری بیرون میآورم. تکنولوژی شلنگ در اینجا هم هست اما خیلی گران است.
قبلا قیمت کردهام. یک شلنگ این طوری که گوشه تراس ما در تهران بلا استفاده مانده بود. اینجا بیش از صد فرانک قیمت دارد. حالا اینکه چرا شلنگ آوردهام، مفصل است.
ماجرایش برمی گرددبه همان روز اولی که آمدهایم خانه جدید را ببینیم. بیرون باران میباریدوهمه جا خیس بود. تکنولوژی در آوردن کفش در آستانه اینجا هنوز کاربرد ندارد.
با همان کفشهای گلی همه جای خانه را گشتیم.
حالا این قسمت بهداشتی ماجرا است که میشود یک طوری با سابیدن وتی کشیدن بیخیال شوم. چرا که سرایدار ساختمان خانمی است که آن روز در حال تی کشیدن طبقه اول بود.
سگی هم داشت که هرجا که صاحبش با تی میرفت او هم پشت سرش راه میرفت.
طبق تحقیقات میدانی هر واحدی که خالی میشود.
این خانم وتی خیس وسگش میروند وآنجا را تمیز تمیز میکنند.
نحوه تمیز کردنشان را قبلا در تمیز کاری سوئیت دیدهام. با همان تیای که به دستشویی میکشند آشپزخانه را هم تمیز می کنند، وچه نظافتی!
ولی حالا اینجا قضیهاش فرق میکند،
آنجا کوچک بود. همه جایش را با ملافه وپتو پوشانده بودم که راحت باشیم.
ولی اینجا هم بزرگ است وهم مدتش بیشتر است. این طوری اصلا به دلم نمیچسبد.
ادامه در کتاب دهکده خاک برسر
کتاب دهکدهی خاک بر سر خاطرات فائضه غفارحدادی است.
از روزهایی که برای تحصیل همسرش به کشور سوئیس مسافرت میکند.
ومشکل وی وفرزند خردسالش از ندانستن زبان مردمان آن دیار است.
مطلب بالا تنها گوشهای از این خاطرات است.
پیشنهاد این هفته ما
کتاب خوان شو.
