اخبار و رودیدادها
همراه با کاروان کربلا در اربعین حسینی
خلاصه :
.
یک اربعين گذشتہ و زينب رسيده است
بالاے تربتے ڪہ خودش آرميده است
يا ايها الغريــب سلام اے برادرمــ
ای يوسفیکہ گرگ تنت را دريده است
رسم رود!
خلقت رود که رقم خورد قرار شد از سر کوه راهش را بگیرد و برود به صافی دشت. بعد گاهی آهسته و گاهی با شتاب سینه خیز برود به سمت دریا...
به سمت آب!
کوچه های تنگ نجف همان کوه بلندی می شود که رود از دلش می جوشد...
دشت اما میانه نجف و کربلا گسترده زیر پای زائرین اربعین
جلوتر بوی آب می آید
رود همیشه جاری است
و دریا همیشه رود را به خویش می خواند
این جماعت هم تشنه وصال از دشت بلا به سمت کرب و بلا در جریانند گاهی آهسته... گاهی با شتاب. به امید لحظه ای که تبرک دریا را به جان بچشند
صلی الله علیک یا اباعبدالله
قلب من .... آب .... می شود!
شمع را دیده ای که چه بی هیاهو می سوزد
وقتی خودت را در تلاطم جمعیتی کثیر می بینی و دل به زلال جاری عشق حسین می سپاری بی آن که بخواهی شمع می شوی و کم کم می سوزی و اشک می ریزی
قلب, همان شمع بی هیاهوست که این روزها می سوزد و از همان زلال جاری جان می گیرد و دوباره آب می شود
این جا حسین علیه السلام را هر چه بیشتر بخوانی باز هم کم است...
دلنوشته از فاطمه ضرابی
دلنوشته ای از زایر تزکیه ای ابا عبدالله در مسیر نجف به کربلا :
صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین
سلام ، حالمان خوب. است.
اینجا موکب به موکب از ما پذیرایی کردند، با التماس به ما اب و چای و شیر می دادند، اصلا احساس تشنگی
